ما تصورمان از خودمان(كه عزت نفسى زخمٍ خورده است)خالى از خلاقيت, كاملا بى ربط با هنرمندى، در اشتياق و محروميت همزمان از آرزوهامان، در خشم دائم از نشدنها، ونبودن هاست.و اين بدور از واقعيت هويت ماست.راهى سخت،امانه غير ممكن در تنها بروز (نه ايجاد)خلاقيتمان در پيش داريم باشد كه رستگار شويم.